از متن کتاب:
با تو بودن را دوست دارم، گمان نمیکنم عبارت بهتری برای بیان چنین احساسی به دیگران وجود داشته باشد.
معرفی کتاب:
کتاب "نقاشی"(1977)، اثر "ژوزه ساراماگو"(1922-2010)، برنده جایزه نوبل ادبیات(1998)، رمانیست پیرامون هنرمندی سردرگم که حلقه مفقود آثار و زندگیاش را نه استعداد و توانایی، که معنایی گمشده میداند.
داستان کتاب:
کتاب "نقاشی" روایت داستان نقاش پرآوازهایست بهنام "اچ" که به پرترهنگاری مشغول است و از این راه نیز درآمد خوبی دارد؛ علیرغم شهرت وی به عنوان نقاشی چیرهدست، او خود را هنرمندی پیشگام نمیداند؛ اما با گذشت زمان او که به استعداد و توانایی خود پی میبرد، از اینکه نمیتواند ایده و معنایی برای خلق اثری جاودان پیدا کند در رنج است. این احساس رفته رفته به زندگی او نیز وارد میشود و او زندگیاش را نیز همچون هنر و تواناییاش، فاقد معنا مییابد و همه اینها سبب میشود تا او اینبار استعدادش را در نوشتن یک رمان امتحان کند.
مقایسه و تحلیل:
رمان "نقاشی" استعارهایست از گمشدگی در روزمره و عادات به شکلی اندیشیده نشده و خالی از هرگونه معنا؛ عدهای تمام عمر در این حالت زندگی خواهند کرد، بیآنکه متوجه فقدانی در زندگیشان باشند و عدهای نظیر "اچ" زمانی به خود میآیند، متوجه این حلقه مفقود میشوند، زمانی کوتاه یا بلند رنج میکشند و سپس برای زندگیشان عصیان میکنند.
از جمله دیگر آثار ترجمه شده از "ساراماگو" عبارتند از:
"سال مرگ ریکاردو ریش"، "همهی نامها"، "کوری"، "دفتر یادداشت"، "خرده خاطرات"، "همزاد"، "در ستایش مرگ"، "بینایی"، "تاریخ محاصره لیسبون"، "بالتازار و بلموندا"، "سفر آقای فیل"، "تکثیر شده"، "دخمه"، "قصهی جزیرهی ناشناخته"، "مرد-اسب"، "بلم سنگی"، "سارقان آتش" و "بزرگترین گل دنیا".
0 نظر