از متن کتاب: میبینم همه چیز در آن تلألوی نادیده در افق به هم میرسد. و انگار من بخشیام از آن تلألوی نور... معرفی کتاب: کتاب "امواج سنگی" اثر "یون فوسه"(1959)، برنده نوبل ادبیات(2023)، داستان کوتاهی است، پیرامون مرگ، با زبانی نمادین و شاعرانه. داستان کتاب: "امواج سنگی" روایت مردی تنها در دریاست که ناگهان زوجی را بر روی صخرههای سنگی میبیند. زنی که غرق در عظمت و زیبایی امواج است و مردی که از بیم امواج میان حفظ جان خود و نجات همسرش مردد است؛ و موجودی خیالی که جایی میان مرد و زن در رفت و آمد است. در نهایت و پس از چند دقیقه تماشای امواج در حالی که زوج از صخرهها پایین میآمدند و در حال تماشای تلألوی چشمگیر نور خیرهکنندهای که ساحل را درآغوش گرفته بودند، مرد به زمین میافتد، میمیرد و در حالی که از نظر مرد تنها با آن تلألو، با آسمان و با دریا یگانه میشد، همسرش تنها به دنبال کمکی در امتداد خط ساحلی ناپدید میشود. مقایسه و تحلیل: "امواج سنگی" شاعرانهای از جاودانگی انسان با طبیعت و عدم زوال حتی پس از مرگ است. در واقع در نگاه "یون فوسه" مرگ همچون موج نابهنگامی تنها انسان را به جهان جاودانهای میبلعد تا به شکلی دیگر به حیات خود، در وحدت با نور، آسمان و هر آنچه در زمان حیات لمس میکند ادامه دهد. از جمله دیگر آثار "یون فوسه" عبارتند از: "کسی میآید"، "دختر با بارانی زرد"، "آلیس پای آتش"، "شب آوازهایش را میخواند و فرزند"، "بچه و یک روز تابستانی"، "نوازنده و عصر"، "زیبا و رویای پاییز"، "دخترک روی مبل و زمستان"، "سگهای مرده و صورتهای مرگ"، "بنفش و ساکلا و آزادی" و "سایهها و بیدارخواب و آنجا".
0 نظر