از متن کتاب: گاهی لالا تصور میکند که فقط منتظر آمدن روزهاست، اما وقتی روزها فرا میرسد، میفهمد آنهایی نیستند که منتظرشان بود. معرفی کتاب: کتاب "بیابان"(1980) اثر "ژان ماری گوستاو لوکلزیو"(1940)، برنده جایزه نوبل ادبیات(2009)، رمانی است با دو خط داستانی نامرتبط در دو زمان گذشته و حال که هر دو مفهوم مشابهی را در دو قالب بیان میکند. داستان کتاب: کتاب "بیابان" روایت دو داستان موازی است. داستان اول پیرامون کوچ پسری نوجوان به نام نور و جنگجویانی به نام مردان آبی در بیابان است؛ دورانی که افراد قبیله نور توسط استعمارگران فرانسوی از سرزمینشان اخراج شده بودند و به رهبر معنویشان پناه میبردند. داستان دوم، داستان دختری به نام لالا، یکی از نوادگان مردان آبی است که در محلهای زاغه نشین در مراکش زندکی میکند. لالا که مجبور به ازدواج با مردی مسن شده، برای فرار از این ازدواج و حفظ شجاعت و استقلال اجداش محل زندگیاش را ترک میکند و به فرانسه مهاجرت میکند. مقایسه و تحلیل: هر دو خط روایی داستان "لوکلزیو" هدف واحدی را دنبال میکند و آن مبارزه با شرایط تحمیلی و عدم پذیرش ستم سرنوشت است. روزگاری استعمار با شمشیر چهره در چهره افراد میایستاد و روزگاری چهره کریه فقر از پشت ظاهر می شود اما آنچه در هر دو صورت بایسته و شایسته است، تلاش برا مقابله با تحمیل و تلاش برای زندگی آزادی است. از جمله دیگر آثار ترجمه شده از "لوکلزیو" عبارتند از: "توفان"، "دگرگونیها"، "ماهی طلا"، "ترجیع گرسنگی"، "ترانهای برای سینما"، "آفریقایی"، "خلسه مادی"، "دورگردی"، "دیهگو و فریدا"، "جوینده طلا"، "کودک زیر پل"، "ستاره سرگردان"، "موندو"، "ماهی طلایی"، "آسمانیها"، "کسی که هرگز دریا را ندیده بود" و "پاوانا".
0 نظر