از متن کتاب:
ما مردمان خوب و بیگناهی هستیم. کسانی را به خاطر رویایی که در سر داشتهاند میکشند. بعضیها را به خاطر لطیفهای که تعریف کردهاند میکشند. برخی را به خاطر عقیدهای دار میزنند که برای هیچکس ضرر ندارد. همه اشخاصی بیگناه هستیم که فقط این دیکتاتور را قبول نداریم.
معرفی کتاب:
کتاب "بندر فِیلی" اثر "بختیار علی"(1960)، رمانیست تاثیرگذار پیرامون داستان زندگی کودکی کُرد، بهنام "بندر"، که در زندان و از مادری محکوم به اعدام متولد میشود؛ کودکی که به دستور حکومت و مقامات حزب بعث، هیچگاه اجازه خروج از زندان نخواهد داشت و قلمرو جهانش فراتر از دیوارهای زندان نخواهد رفت!!!
معرفی کتاب:
کتاب "بندر فِیلی" روایت داستان کودکیست بهنام "بندر" که در زندان و با اعدام مادرش متولد میشود. "بندر" به دلایلی و با دستور مقامات ارشد حزب بعث باید تا پایان عمر در زندان زندگی کند. "بندر" مقیم جهانیست به وسعت یک زندان؛ جهانی دور افتاده از زندگی، با ساکنانی که مرگ خود را به انتظار نشستهاند؛ جهانی تهی از هر آنچه بویی از حیات دارد. گویا "بندر" پیش از آغاز زندگی مرگ را آغاز میکند. به خصوص از زمانی که مدیر زندان با هدف تربیت یک نیروی وفادار به حزب، تصمیم میگیرد تا او از همان کودکی شاهد اعدام هر روزه محکومان باشد! هرچند "بندر" هیچگاه زندگی را لمس نکرده است اما هر روزه مرگ مردان و زنانی که گاه آرام و گاه آشفته در مقابل دیدگانش جان میسپارند را شاهد است. مردان و زنانی که به عنوان دشمنان حکومت و انسانهایی بد مستحق مجازات شمرده میشوند و "بندر" باید از اعدام آنها شادمان باشد!!! اما برای کودکی که هیچگاه گامی فراتر از فریاد مرگبار دیوارها را ندیده، خوب یا بد نیز معنایی نمییابد. اعدام برای او هیچ معنایی جز خفه شدن ندارد و چنین دیدگاهی، هیچگاه نمیتواند در خدمت خدا و حکومت باشد!!! اما "بندر" حتی خدا را نیز نمیشناسد. هر چند که طی سالیان تلاش میشود تا با حداقل آموزشهایی، او به نیرویی وفادار برای حزب بدل شود، اما "بندر" همیشه کودک میماند و جهان را از پشت شیشههای غبار گرفته پنجره کودکی میکاود. "بندر" که هیچگاه آزاد نبوده، نه آزاد بودن و نه در بند بودن، هیچیک برایش معنایی ندارد. بارها وحشتزده به آزادی گام مینهد و وحشت زده به اسارت باز میگردد. "بندر" همیشه کودک داستان، کودکانه از مرگ بیزار است و چون تمام نیاموختههایش مرگ و نفرت را نیز نمیآموزد و هیچگاه همچون شکنجهگران خود نخواهد شد و حتی زمانی که برای انتقام نیز فرصت مییابد، چون کودک گم شده در هیاهویی بیآغاز و بیانجام، همچنان حیرتزده، از مرگ گریزان است و دستان تهی از تمام دریغشدههایش را به مرگ آلوده نمیکند.
مقایسه و تحلیل:
"بختیار علی" در مقدمه این اثر عنوان میکند از جمله مفاهیم اصلی کتاب این است که نباید اجازه داد تا فاشیستها ما را نیز به یکی همچون خودشان بدل کنند. بیشک حیات و قوام هر حکومت به مردمیست که افکاری نظیر افکار و ایدئولوژیهای حاکمیت را داشته باشند. بدیهیست چنین مردمی به خدمتکاران وفادار حکومت بدل میشوند و در استحکام بنیانها و تقویت حکومت تلاش میکنند. اما "بختیار علی" پا از این مقدار نیز فراتر مینهد و معتقد است در مبارزه با این چنین حکومتهایی باید مراقب بود تا خود به یکی از آنان بدل نشویم. در دیدگاه "بختیار علی" شکست یک حکومت نه به سقوط حاکمان آن که به سقوط افکار آنان منوط است. پس اگر قرار باشد هرچند علیه دیکتاتورها، همچون آنان به مرگ، شکنجه و هر آنچه دلیلی برای عصیان علیه آنان است متوسل شویم، هر چند در ظاهر موفق به سرنگون کردن آنان شویم، بازندهنهایی ما هستیم که ادامه دهنده فکر و منش آنان هستیم.
از جنله دیگر آثار ترجمه شده از "بختیار علی" عبارتند از:
"آخرین انار دنیا"، "تصاحب تاریکی"، "شهر موسیقیدانهای سپید"، "دریاس و جسدها"، "به دوزخ...ایبیگناهان"، "قصه ساده من و آسمان و لیلایم"، "زیباتر از عشق دشوارتر از جنگ"، "خنده غمگینترت میکند"، "جمشیدخان عمویم"، "غروب پروانه"، "مرگ تک فرزند دوم"، "از پیدا به ناپیدا"، "سرانجام پیش تو بر میگردم سرنوشت من این است"، "به عقب نگریستن اورفئوس"، "قصه پرندگان غمگین"، "ابرهای دانیال"، "غزل نویس و باغهای خیال"، "آیا با لاکان میتوان انقلابی بود؟"، "نردبانی در غبار"، "پژوهشی در معانی دیگر شعر" و "سیری در آثار داستان نویسان کرد".
0 نظر