از متن کتاب: دستها که به لرزه بیفتد، به چه میشود اندیشید، به مسائل خود یا مسائل دیگران؟ معرفی کتاب: کتاب "گرسنگی و ابریشم"(1995) اثر "هرتا مولر"(1953)، برنده جایزه نوبل ادبیات(2009)، مجموعهای از مقالات و داستانهای کوتاه در چهار فصل است. داستان کتاب: کتاب "گرسنگی و ابریشم"، حاصل مجموعهای از مقالات و داستانهای کوتاه است که عبارتند از: فصل اول: "و قلبهای ما هنوز در هراسند"، "مرگ موش خوشمزه است" و "ده انگشت آرمان شهری نمیشود". فصل دوم: "گرسنگی و ابریشم"، "زن و مرد در زندگی روزمره"، "تیک تیک معیار"، "یک ماموریت دولتی قدم به حریم خانواده میگذارد" و "روز زن در دوران دیکتاتوری". فصل سوم: "پاهای دروغ کوتاه است"، "حقیقت اصلا پا ندارد"، "مشارکت حقیقی در جعل و تقلب"، "سربازها به هوا شلیک کردند هوا توی ریهها بود"، "تیمیچورا بعد از انقلاب"، "ایشان"، "فقر مردم را به سوی قبر چائوشسکو میکشاند"، "گرد و غبار کور است، خورشید عاجز و زمین گیر است" و "از موقعیت کولیهای رومانی". فصل چهارم: "روزها میآیند و همچنان میروند" و "خاک آوار میشود بر سر فکر". مقایسه و تحلیل: مضمون اصلی آنچه "هرتا مولر" در این کتاب ترسیم کرده، شرایط زندگی زنان در رومانی تحت دیکتاتوری "چائوشسکو" و به تبع آن رنج مهاجرتهای ناگزیر برای آنان بوده است. از جمله دیگر آثار ترجمه شده از "هرتا مولر" عبارتند از: "گذرنامه"، "ته دره"، "نفس بریده"، "سرزمین گوجههای سبز"و "قرار ملاقات".
0 نظر