از متن کتاب:
ما همه فریاد انسانیت و نوع دوستی سر میدهیم، اما قادر نیستیم دست به عملی قهرمانانه و متهورانه بزنیم.
معرفی کتاب:
کتاب "یک اتفاق مسخره"(1862) اثر "فیودور داستایفسکی"(1821-1881) رمانی است در سبک کلاسیک که با مجادلهای اخلاقی میان سه شخص آغاز و با کنشی قهرمانانه از جانب یکی از آنها برای اثبات استدلالش ادامه مییابد؛ اما به پایانی دور از انتظار و متفاوت از آنچه توقع میرفت ختم میشود. کتابی که بنا بر عقیده برخی، "داستایفسکی" به تاثیر از استادش "گوگول" نوشت. کتاب کم حجم و خواندنی از تاخت بیمرز انسان در مسیر خودبینی.
داستان کتاب:
این کتاب را میتوان از نظر روند داستان، به سه بخش تقسیم نمود. بخش اول با صحنه تولد "استپان نیکوفوروویچ نیکوفوروف" و مجادلات میان وی و "سیمون ایوانوویچ شیپولنکو" و "ایوان ایلیچ پرالینسکی" بر سر مباحثی اخلاقی و بزرگ منشانه آغاز میشود. بخش دوم با پایان مهمانی و حوادث بازگشت "ایوان ایلیچ"از مهمانی به خانه آغاز میشود. "ایوان ایلیچ" که هنوز مجادلات در گرفته را فراموش نکرده بود، پس از آنکه متوجه جشن عروسی یکی از کارمندان زیر دستش در آن شب میشود، تصمیم میگیرد تا به طور سر زده به جشن آنها برود تا با فروتنی متهورانه و افراطیاش، بزرگمنشی و اخلاقمدار بودن خود را ثابت کند. چنانکه آوازه بزرگیاش در همه جا پخش گردد و سبب احترام دیگران به او و سربلندیاش در مقابل همنشینان آن شب شود. بخش سوم با ورود "ایوان ایلیچ" به جشن و اتفاقات پیشبینی نشده وی همراه میشود. اتفاقاتی که مسیر محاسبات او را تغییر میدهد و کنترل شرایط را از دست او خارج میکند.
مقایسه و تحلیل:
"یک اتفاق مسخره" روایت اتفاقی مسخره به دنبال انتخابی نسنجیده است. این کتاب را میتوان حکایت فروتنی خودخواهانه مردی بلندپرواز دانست. داستان بسیاری از متواضعان مغرور که جاه طلبیهایشان را در پس پرده تواضع و افتادگی جست و جو میکنند. اشخاصی که بر زمین قدم نمیگذارند اما برای احترام و تکریم از نمایش نشستن بر خاک هم دریغ نمیکنند. شاید برای شبیه ترین شخصیت ادبیات به شخصیت "ایوان ایلیچ" بتوان از "ایوان ماتویچ" کتاب "تمساح"(1865) اثر دیگر "داستایفسکی" نام برد.
0 نظر