نامه‌های زندان (مروری بر خاطرات)

کد شناسه :99644
10% OFF
نامه‌های زندان (مروری بر خاطرات)

... هادی جان... حتما تو مهربانم برای خودت برنامه­ای دقیق داری! هرچه بر میزان کار و فعالیت بیفزایم، خود را خوشحال­تر و سبکبارتر احساس می­کنیم. دلم می­خواهد تو عزیزم در برنامه­ات آن­قدر «کار» گنجانده باشی که هر روز خود را مشغول­تر از روز پیش احساس کنی و از گذراندن لحظه­هایت کاملا راضی و خشنود باشی. به نظر من «کار» می­تواند هر نوع فعالیت مثبت و سازنده باشد. حالا که تو مهربانم دوران محکومیتت را طی می­کنی و در زندان هستی نتیجتا «کار» هایت بسیار محدود است. عمده­ی فعالیت تو صرف مطالعه می­شود و مطالعه­ات نیز به جهت در بند بودنت محدود است، یعنی هر نوع کتاب به راحتی در دسترست نیست و خلاصه شرایط تو، شرایط محدودی است. بودن در سلول آن هم برای سال­ها، خود نوعی خستگی ایجاد می­کند... اما عزیزم من می­دانم که تو بی­همتا همسرم در ورای همه­ی این محدودیت­ها آن­قدر پرتلاش و با شوق برنامه­هایت را، گرچه محدود و مختصر است، دنبال می­کنی، که از این لحاظ زبانزد هستی و به همین جهت به تو افتخار می­کنم. من از پشت هزاران دیواری که بین من تو فاصله افکنده، از تو انرژی و نیرو می­گیرم، از تو می­آموزم که صبورانه و پرتوان از زندگی بهره گیرم.، بسازم برای آینده­ی مشترکمان، خلق کنم و راهگشا باشم. 

 

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر