از متن کتاب: برخی میپندارند که زمین کروی است، و برخی آن را مسطح میدانند؛ پس این امری است محل تردید. اما آیا اگر مسطح باشد، به امر پادشاه کروی میشود؟ و اگر کروی باشد، فرمان پادشاه آن را مسطح میکند؟ معرفی کتاب: کتاب "مردی برای تمام فصول"(1960) اثر "رابرت بولت"(1924-1995)، یک نمایشنامه پیرامون ایستادگی بر ایمانی به حق، در برابر تطمیع و تهدید است. داستان پایدار ماندن بر حقیقت، فراتر از مصالح شخصی و غیر شخصی، و فارغ از هرگونه نگاه ایدئولوژیک، از دریچه روایت زندگی و وکنکاش در شخصیت "سِر توماس مور، داستان کتاب: این کتاب، روایت داستان "سِر توماس مور"، لرد چانسر انگلستان(سومین مقام در سلسله مراتب حکومتی پس از پادشاه و اسقف اعظم) در کشاکش وجدان و سیاست و رویارو با هِنری هشتم، پادشاه انگلستان است. هنگامی که پادشاه، تصمیم به ازدواج با بیوه بردارش میگیرد، با تطمیع مقامات و دست بردن در قوانین کلیسا، ممنوعیت موجود در این راه را رفع میکند. حال پس از گذشت سالها، او بار دیگر و اینبار جهت طلاق از بیوه برادرش و ازدواج با زنی دیگر که بتواند صاحب پسر شود، نیازمند حکمی مبنی بر رفع ممنوعیت طلاق، بر خلاف احکام کلیسا است و این را از "سر توماس مور" توقع دارد. مرد درستکار و نیک سیرتی که کلامش در انگلستان حجت همگان است. و این در حالیست که "توماس مور" حاضر به پذیرش این امر و صدور حکمی بر خلاف احکام کلیسا نمیشود. مقاومت او تا آنجا ادامه پیدا میکند که مجبور به استعفا از مقامش و ادامه زندگی به عنوان یک شهروند نظیر عامه افراد میشود. او که نه حاضر به اظهار نظر بر خلاف پادشاه است و نه میتواند خلاف احکام کلیسا و وجدان خویش عمل کند، سکوت پیشه میکند. اما از آنجا که پادشاه و اطرافیانش به کلام او احتیاج داشتند، پس از گذشت مدتی سکوت او را حمل بر مخالفت با پادشاه میکنند و مقاومت او از سوگند بر طبق خواسته پادشاه، مبنی بر تجویز طلاق را، دستمایه محاکمه او قرار میدهند. مقایسه و تحلیل: شخصیت "سر توماس مور" فارغ از پایبند بودن او به کلیسا و دیدگاهی که از نقطه نظر مذهبی و سیاسی، به این نهاد وجود دارد و همچنین اعتقاد تزلزلناپذیر او به احکامی که در درستی یا نادرستی آنها میتوان از نقطهنظر حقوقی و انسانی، تشکیک کرد، از این جهت قابل ستایش یا شاید به بیانی بهتر قابل تامل و احترام است که او تا آخر، بر آنچه حقیقت، میپنداشت پافشرد و هیچگونه مصلحتی را چه شخصی و چه سیاسی بر حقیقت و ایمان خویش ارجح ندانست. شاید در گفتمان روشنفکران امروز، بتوان بر اعتقادات و اعمال او ایراداتی وارد آورد، اما آنچه در این اثر توجه را جلب و او را زیر ذرهبین کتابخوان تیزبین و در معرض قضاوت قرار میدهد، نه کل زندگی و کنکاش در جزء به جزء عقاید و اعمال، که ایستادگی او بر حقیقتیست که حداقل خودش درست میپنداشت. هرچند که شاید پندار او، مطابق با ذات حقیقت نبوده باشد، اما به گواه تاریخ او هرآنچه کرد نه در جهت منافع که در جهت عقایدش بود. شخصیت "سر توماس مور" را در عین یگانگی هدفش، ایستادگی در راه حقیقت، میتوان نقطه کاملا مقابل و متضاد "گالیله" در کتاب "زندگی گالیله" اثر "برتولت برشت" قرار داد.
0 نظر