کتاب مائدههای زمینی سه شخصیت دارد: راوی، منالک که معلم راوی است و ناتانائیل جوان. این کتاب مربوط میشود به دورهای که نویسنده از سفر تونس برگشته و بهتازگی از یک بیماری سخت گذر کرده بود و البته تحولاتی درونی و احوالاتی نو داشت. گویی که از نو رها شده بود و دنیا را جور دیگری میدید. ردپای آنچه در آفریقا تجربه کرد، در این بخش کتاب کاملا مشهود است. او در نوشتههایش همواره نگاهی به بحرانهای عاطفی و اخلاقی در درون انسانها داشت و علاوه بر آن نسبت به مسائل اجتماعی و اقلیمی مردمان ناآگاه نبود. این بخش از کتاب هشت فصل دارد و بخش پایانی آن «سرودی به جای پایان» و همچنین «شعر پیشکشی» نام دارد.
در بخش دوم یعنی مائدههای تازه که چهار فصل دارد و در دوران پیری نویسنده نگاشته شده است، او با نگاه پختهتری نسبت به سالهای جوانی و میانسالی به همه چیز مینگرد و البته که آن روحیهی سرشار از عشق و رهایی را تأیید میکند. روحیهای که بتوان با فراغ بال پیچیدگیهای روان آدمی را درک کرد.
0 نظر