سر هیدرا نخستین و احتمالا یگانه رمان جاسوسی در ادبیات مکزیک است. چنان که خود فوئنتس میگوید، قصد داشته از سر تفنن یک پارودی جاسوسی بنویسد، روایت یک جیمز باند جهان سومی را. اما به رغم نیت اولیه، این اثر به تلخاندیشی در باب بیاخلاقی، منفیبافی و پلیدی در عرصه سیاست بدل شده است. قهرمان رمان، فلیکس مالدونادو، شخصیتی شبیه «یوزف کا»ی کافکاست، با این تفاوت که نه درگیر محاکمه است و نه تلاش میکند بیگناهیاش را به اثبات برساند، زیرا محاکمهاش به پایان رسیده و جرمش اثبات شده.
0 نظر