از متن کتاب:
ترس من از سرنوشتم نیست، میدانم در پایان کار چه انتظارم را میکشد؛ اما ترس من از جهل من است. اگر میدانستم چهکار خواهند کرد ذرهای بیم نداشتم...من همیشه از مجهول میترسم نه از معلوم.
معرفی کتاب:
کتاب "سنگر و قمقمههای خالی"(1346) اثر "بهرام صادقی"(1315-1363) مجموعهای از داستانهای کوتاه در سبک رئالیسم، و کمدی سیاه هستند که غالبا به موضوعات روزمره و اجتماعی اشاره دارند.
داستان کتاب:
کتاب "سنگر و قمقمههای خالی" شامل بیست و چهار داستان کوتاه میشود که عبارتند از: فردا در راه است، وسواس، کلاف سردرگم، گردهم، داستان برای کودکان، نمایش در دو پرده، سنگر و قمقمههای خالی، با کمال تاسف، غیرمنتظر، آقای نویسنده تازهکار است، سراسر حادثه، زنجیر، در این شماره، غریب الوقوع، تدریس در بهار دلانگیز، هفت گیسوی خونین، اذان غروب، تاثیرات متقابل، یک روز صبح اتفاق افتاد، صراحت و قاطعیت، آوازی غمناک برای یک شب بیمهتاب، خواب خون، مهمان ناخوانده در شهربزرگ، عافیت.
مقایسه و تحلیل:
علیرغم استقلال داستان و موضوع هر کدام از داستانهای این مجموعه، و حتی با در نظر داشتن تفاوت سبک برخی از داستانهای این کتاب، مضمون و سوژه کلی داستانهای "بهرام صادقی" حلقه اتصالی است که این بیست و چهار داستان را در یک کتاب گردهم آورده است. نگاه "بهرام صادقی" در تمام این داستانها به مردم طبقه متوسط شهرنشین، دغدغهها، اضطرابها، روزمرگیها، تنهاییها، فعالیتها و مشکلاتشان است؛ مسائلی که طیف وسیعی از مشکلات جامعه مدرن و شهرنشین از کارمندان تا بازاریان و دانشجویان و روشنفکران را در بر میگیرد؛ مشکلاتی نظیر بحران هویت، جایگاه اجتماعی افراد، خیالبافیهای ناشی از مدرنیته، سرخوردگی ناشی از رقابت جنونآسای جامعه جدید، ملال و بسیاری موارد دیگر از این دست. او با زبان خاص خودش تمام این معضلات و جایگاههای پیچیده افراد را در قالب طنزی تلخ و گزنده پیشروی مخاطب قرار میدهد. این کتاب به همراه "ملکوت" دیگر اثر "بهرام صادقی" تنها کتابهای بهجا مانده از اوست.
0 نظر