از متن کتاب:
کشورهای فقیر، فقیر هستند چون افرادی که قدرت را در دست دارند تصمیماتی میگیرند که فقر به وجود میآورد.
معرفی کتاب:
کتاب "چرا ملتها شکست میخورند؟"(2012) با نام فرعی "ریشههای قدرت، شکوفایی و فقر" اثر "دارون عجم اوغلو"(1967) و "جیمز رابینسون"(1960) جستاری اقتصادی-سیاسی-تاریخی است، که با بررسی علل و عوامل مختلف، در پی پاسخ به چرایی رشد و پیشرفت اقتصادی برخی کشورها و عدم رشد و عقبماندگی برخی دیگر است.
موضوع کتاب:
"چرا ملتها شکست میخورند" واکاوی در شرایط گوناگون نظیر جغرافیا، فرهنگ، شرایط خاص نظیر همهگیری برخی بیماریها، نهادهای اقتصادی، نهادهای سیاسی، استعمار، استثمار، تحولات تاریخی، انقلابهای سرنوشتساز همچون انقلاب صنعتی یا انقلاب کبیر فرانسه، فناوریهای نوین و نهادهای حاکمیتی است. نویسندگان اثر امکان تاثیر برخی عوامل نظیر جغرافیا و فرهنگ را در رشد اقتصادی با بررسی نمونههای تاریخی مختلف و مقایسه آنها بایکدیگر رد میکنند. در مقابل به امکان تاثیر برخی موارد دیگر که از جمله مهمترین آنها نهادهای حاکمیتی است، تاکید میکنند. نویسندگان اثر استدلال میکنند که چگونه نهادهای حاکمیتی فراگیر میتوانند سبب رشد و توسعه اقتصادی شوند و چگونه نهادهای استبدادی یا حکومتهای استعماری با تصمیماتشان زمینه نابودی یک اقتصاد را فراهم میکنند.
مقایسه و تحلیل:
آنچه در این کتاب مورد بحث و بررسی قرار میگیرد، امکان و میزان تاثیر حاکمیت با توجه به تفاوتهای سیاسی و تاریخی در رشد و توسعه اقتصادی است. اما پاسخ به این پرسش که چه عاملی سبب تفاوت در انواع حاکمیت و نهادهای سیاسی و اقتصادی میشود را باید در دیگر اثر "دارون عجم اوغلو" و"جیمز رابینسون"، کتاب "راه باریک آزادی" جست و جو کرد. کتابی که بر خلاف این اثر به تاثیر ملتها در شکلگیری انواع حاکمیت میپردازد. حاکمیتی که با تصمیمات اشتباه یا مستبدانه خود قادر به نابودی جنبههای مختلف حیات جامعه است.
0 نظر