تجربهای که در ساحت شعر در گذار قرنها در مغرب زمین شکل گرفته بود، تنها در چند دهه در جهان عرب تبلور یافت و چشمانداز پردامنه و روشنی فرا پیش آورد. از مرحلهی احیای نئوکلاسیسیسم، شعر به سرعت به جانب رمانتیسیسم، سپس به سمت سمبولیسم، و به نسبتی کمتر سوررئالیسم، در حرکت بود. در این راه، در شکل شعر پیوسته و پی در پی نوآوری می شد و زبان نیز تحولی شگرف یافت. در نیمهی قرن بیستم دیگر فرم چنان انعطافپذیر شده بود که کوششهای تازه را بسیار امکانپذیر میساخت و از سوی دیگر چندین دهه مطالعه در شعر مغرب زمین یا ترجمهی آن کم کم به بار مینشست. با این همه، گرایش به شعر امروز و نیز قبول عام آن با عوامل روانشناختی و اجتماعی دیگری هم ارتباط داشت و تحولات سرنوشتساز سیاسی آن برهه نیز، از جمله بروز فاجعه فلسطین، به سهم خود موجب تغییری اساسی در نگرشها و باورها شده بود و ضرورت ارزیابی واقعبینانه وضع سترون موجود و گذار از آن را بیش از پیش مطرح میکرد.
0 نظر